گاه نوشت های ِ یک دانشجویِ حقوق

امروز که من این قصه آغاز می کنم ،سخنی نرانم که آن به تعصبی و تزیدی کشد و خوانندگان این تصنیف گویند شرم باد این پیر را..." بیهقی"

گاه نوشت های ِ یک دانشجویِ حقوق

امروز که من این قصه آغاز می کنم ،سخنی نرانم که آن به تعصبی و تزیدی کشد و خوانندگان این تصنیف گویند شرم باد این پیر را..." بیهقی"


سلام بر تو ماه رمضان
ماه مهمانی رب الکریم
ماه سفره های مغفرت
آمدی؟! زیبا آمدی و خوش
چقدر دلتنگت بودم
منتظرم تا باز
آوای دلنشین دعای سحرت
روشنی بخش تاریکی شبهایم گردد
و هر افطار نغمه زیبای "ربنایت"در گوش جانم طنین انداز شود
چقدر چشم به راهت بودم
چقدر ثانیه ها را به دقت شمردم تا حلول دل انگیزت را به نظاره بنشینم
و بخوانم
دعای رویت هلالت را.