گاه نوشت های ِ یک دانشجویِ حقوق

امروز که من این قصه آغاز می کنم ،سخنی نرانم که آن به تعصبی و تزیدی کشد و خوانندگان این تصنیف گویند شرم باد این پیر را..." بیهقی"

گاه نوشت های ِ یک دانشجویِ حقوق

امروز که من این قصه آغاز می کنم ،سخنی نرانم که آن به تعصبی و تزیدی کشد و خوانندگان این تصنیف گویند شرم باد این پیر را..." بیهقی"


شب های پریشان

شکست های پی در پی

تلاش و توکل

گریه های در خلوت

اشکهای آرام

انتظار با دلهره

سکوت و لبخند زیبای خداوند

سوره نور ، آل عمران

دعای کمیل ، دعای توسل

...و مناجات حضرت امیر

اشک شوق

نماز !

و دوست داشتن

عدالت و عشق و پاکی

و این همه ، همه ی من است خدا را شکر.